شوالیه پتروس
آنچه بیش از همه چیز،همه جا را پر کرده،تنهاییست
فرار میکند / از عصایی ،
هی! صبرکنید ؛
من شما را به مقام شوالیه پتروس . . .
چک
چک
چک
برگشت خوردی به آسمان / با دهان نیمه باز
-برخورد باشما اتفاق جالبیست شوالیه!
سرت را تکان میدهی
-اجازه بدهید خودم را . . .
آسمان ،سوراخ
حبه انگوری از نافت / در سوراخ / انگشتت را فرو / هی فرو تر
خوشه را ول شدی برای حبه انگوری
-گوری-
که نیفتاده بود اگر
حالا زمین خوردنت به کنار،
این سوراخ بزرگ شده
قهرمان بزرگتری_ میخواهم برگردم
برگردانم به سوراخ_مادر!
برگرداندم به زمین_خوردنم نگاه_نکن انگشتت را توی هر سوراخی
پتروس!
کتاب را بست / ما_در سوراخ کوچکی گریه / می شدیم پدر را بزرگ
در مادر
دریا شد این قطره
چک
چک
چک
چه کار کـُ کنم بَــ برگردم دَم ما ما_ در را / نیمه باز گذاشت فرار کنی از…
- حالا بچه نشو، برگرد!
لباس نو
برای تو از هر رنگی
به رنگی در آمدی
شُدی
شدی
شدی
نمی شوم یعنی چه؟
حالا که هستی!
چیک چیک
- من شما را به مقام شوالیه پتروس . . .
چیک چیک
شوالیه به ثبت رسید
ازمادرش در مادر_ بزرگ می شدیم
شوالیه هایی
که شبها ،بچه هایی
افسانه در کتابها
پتروسِ شوالیه
از حفظ بخوانید:
پتروس اگر نبود
قطره قطره سیل میشد
وانگهی دریا شکافته شد
پتروس
در آگهی های تبلیغاتی
از سوراخی به سوراخی
شماره های سه رقمی
فوری شوالیه را خبر کنید
(کارخانه های پتروس ،نقابهای رنگی میزنند
آدامس با طعمهای مختلف:
برای شوالیه های خاکستری ،
سوراخ ها را ببندند
پتروس های بدون جنسیت!!!)
سوراخ اتمسفر
هی بُزُرگ
بُزُرگ
بُزُرگ تر
[- با شمام !صبر کنید...
(نقابت را بر میدارم)
آسمان من چکه میکند شوالیه!]
شراب می شوم
انگورها را تا نافم
می رسی
- دهانت را ببند شوالیه کوچک!
روانشناسیت میکنم
از نقاشی های روی عصا
رنگت پاشیده روی صورتم
قهرمان بزرگتری نگفتم بیار / بدون غلط / بنویس
بنویس…
بنویس:
(- نگاه که می کنم)
نگاه نکن / بنویس فقط
من
شبیه سوراخی در مادرت
که دوست داشتیش برگردی
همیشه با طعم انگور
به این آسمان / … نمی شود
نقابم را دوباره روی صورتم
- دست بدهیم؟؟!
چیک چیک / تمام عکس ها را / پاره هم شوی
سوراخِ این آسمان / بند نمیشوم به شوالیه ای
در را هم ببند لطفا!
این جنازه دوست دارد تنها بخوابد
به قلم سامره
پ.ن: اینو شاید پادکست کنم.شایدم پست قبلی و شاید هم هردو.


شدیدا منتظر پادکستیم…
درود محمد جان. برادر دلمان تنگ شده بود. والا از کمبود امکانات در رنج هستیم. با موبایل مگر اینکه پادکست بسازم :دی . اما مهم اینه که میسازم
خیلی مخلصیم.
کتابخونتون چشممو گرفت …
قابلی نداره؟ از نعمتهای goodreads.com هستش :دی
این سیستم کتابخونه ات جالبه. راستی یه پادکست اگر منتشر کنی خوبه ما هم ایده بگیریم بدم نمی یاد پادکست بزنم!
پادکست چیز خوبیست و ثواب دارد .
جدیدا زدی توی خاکی ! و آسفالت جاده ات را هم خودت کندی که خاکی شد ! در این گونه یاوه گویی ها با تو هم فکر هستم !
خاکی باشید – محمود
راستی آن کد را انداختم ولی چیزی نشد < ها را هم گذاشتم خبری نبود و ها را هم گذاشتم خبری نبود درBody جدا گانه ای هم انداختم باز هم خبری نشد کلا بی خبر بود ؟ اصلا قاصدک هان چه خبر آورده بودی ؟
… – محمود
این وردپرس آواتار خوبی برایمان انخاب کرده به اسم بلاگمان میخورد ….
هر سه کامنت برای من بود هه هه هه :دی
قبل از کامنت دادن کامل فکر کنید – محمود
آره… تو فکر اینم اینو بخونم تو پادکست و زیرشم یه موزیک بذارم با ادوب آدیشن یا ک.ل ادیت پرو میکس کنم. اما آهنگش هنوز انتخاب نشده :دی
ارادتمندیم پدارم.
مخلص هستیم.خاکی رو عشق است :ایکس
بین head بگرد style رو پیدا کن. بین ِ style بگرد body رو پیدا کن. و بین کروشۀ body این کد رو تو یه خط جدا بنویس: ;direction:rtl
اگه نشد بازم بگو که راست و ریستش کنیم. : )
ارادتمندم.
مخلصم یک عالمه :ایکس
حالا چه کارمان میکند …. ؟
علامتهات درست حسابی میشه…فارسی تر تر میشی :پی
میخواستم ببینم این تا کجا کوچک میشود :دی
الان فکر کنم درست شد …
آره،،درست شده : x
من کوچیک میشم اما تو دیگه نمیشی :دی
عجب کتابخونه مجازی شیکی . ایول
ارادتمندم..قابلی ندارد..بینشتان شیک است : )
اینهمه کتاب خوندی؟!؟ وایه من……سر تعظیم فرود میاوریم(احترام میگذاریم..)
:ایکس :دی
*نظرم راجع به این متن رو در همان فیس بوک گفتم
ارادتمندم و کوچک شما ای بانو :ایکس و دی
سپاس بابت دیدگاهت