امروز: پنجشنبه,۲۰ اسفند, ۱۳۸۸

عزیز…

دی ۱۵م, ۱۳۸۸ | ۱۶ دیدگاه | موضوع دست نویس, هومن معین

ناگهان ِ تو یک ناگهان ِ ویژه است عزیز!
ناگهان ِ تو در واحد ِ شکلات هم نمی گنجد
که ناگهان ِ تو هم ناگهانیست عزیز!
یک ناگهان ِ ناگهانی
***
امّای تو امّا، یک امّا دارد عزیز!
با تمام جشنهایی که در آن ذهن، میهمان زنان ِ معاشر است یا زبان میهمان ِ معاشرین ِ مقبول
***
زیرای تو، یک زیرای خاص است و آن نیست مگر: زیرای تو.
زیرای تو در هیچ تاکسی ای که شیار نارنجی داشته باشد نمی رود
حتّی نمی کند
حتّی نمی شود
زیرای تو در من می گنجد و من در شیار می گنجم و شیار در تو می گنجد
زیرای تو امّا در تو نمی گنجد که ناگهان است و نامعلوم
غافلگیر است مخاطبت عزیز!
همان لحظه که “پال مال” از آقای سوپرمارکت خواسته ای هیچ تضمینی نیست که یک نخ “دانهیل آبی” از کیف بیرون نیاوری و آتش نزنی عزیز!
زیرای تو زیر ِ هیچ “را”ی مفعولی نمی ماند عزیز!
حتی اگر تمام سیمهای دهکده، حتی وایرلس ترین خنده های جهان آبسه کند و آبستن شود که هر دو متورم است و هردو نافرم است و خنده دار و برای صاحب عزا چه دردناک، می خواهد زاییدن باشد، یا دندان کشیدن که هر دو سرو سهی ست پشت نردبان خیس نوامیس.
ببخشید اگر جایی از شما را زخم کردم خواهر! بار اولم بود ناخن به این بلندی. عرفان تاوان دارد عزیز!

دیدگاه شما 4 views, 2 so far today |

۱۶ نظر

*

* (بقیه نخواهند دید)


طراحی پوسته: هومن معین
به قدرت: وردپرس فارسی.
Copyright 2004-2010 All Right Reserved
تمام حقوق محفوظ است 1389 - 1383
بهترین کیفیت تصویر 1024 در 768